السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
58
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
همين سيطرهاى كه بر همهء قوا وجود دارد باعث مىشود كه از مجموعه ، بهرههايى بتوان گرفت كه هر يك از اجزا به تنهايى ندارند ، مانند فعل و انفعالها و بهرههاى مهم روحى و مادى كه براى مجموعه پديد مىآيد . اين بهرهها ، در عين وحدت ، كثرت عجيبى دارند ، زيرا وقتى نشو و نماى مادهء انسانى ؛ يعنى نطفه تكميل شد ، مىتواند مقدارى از ماده را از خود جدا كند و بهصورت يك انسان كامل العيار ديگر درآورد ، كه همان كارهايى را انجام دهد - اعم از روحى و مادى - كه اصل و ريشهء آن انجام مىداده است ، پس همه افراد انسان با وصف كثرتى كه دارند ، انسان اند . انسان يكى است ( يك نوع است ) ، افعال افراد هم با آنكه از لحاظ تعداد و شماره زياد هستند ، از نظر نوع يكىاند ، مثل آبى كه در ظرفهاى مختلفى تقسيم شود كه آبها زيادند ، ولى همه ، يك نوع واحدند و خواص زيادى دارند كه همه ، يك نوع خاصيت است . اگر همين آبهاى زياد را يك جا جمع كنيم ، خاصيت بيشتر و اثر نيرومندترى خواهند داشت . با اين بيان ، اكنون به مقصود اصلى بپردازيم : اسلام در تربيت افراد نوع انسان و هدايت آدميان به سعادت حقيقى ، اين واقعيت را كه ناگزير بايد به آن عنايت داشت مورد توجه دقيق قرار داده است : « 1 » خدا از آب بشرى آفريد و او را داراى خويشاوندى نسبى و سببى قرار داد ؛ « 2 » اى مردم ما شما را از يك مرد و يك زن آفريديم ؛ « 3 » هركدام از شما وابستهء ديگرى است . « 4 »
--> ( 1 ) . يعنى اسلام با كمال دقت توجه كرده كه « انسان » يك موجود واحد است و روى اين ميزان ، قانون وضع كرده است ( 2 ) . « وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً » فرقان ، آيه 54 ( 3 ) . « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى » حجرات ، آيه 13 ( 4 ) . « بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » آلعمران ، آيه 195